فکر کن رخت از این جهان بسته، بقچه اعمال به دست در جهان دیگر قدم می گذاری. تازه چشات باز می شه می بینی از اون ۷-۸ تا بچه ای که زاییده بودی، دوتاش رو به بهانه جنگیدن برای وطن، به باد دادی و یکیشم که وزیر و معاون رییس جمبورش کردن و تو اصلا نفهمیدی چه جوری چی به چی شد! بعد ییهویی دو سه تای آخری رو هم که دزد و ریشه فساد شده تحویلت دادن و...

بی خبرترین مادرها، ننه های همین سیاستمدارها هستند خودایی. اونها فقط زاییدند، ولی نه از چگونگی پرورش یافتن و بزرگ شدن بچه هاشون خبردار شدند و نه از دزد و قاچاقچی ارز شدنشون!

مادر بودن توی همچین عالمی، چقده پلشتِ....

مادرها همیشه بی خبرترینند اما، در دنیای مردان سیاسی، مادرها بدجوری بی خبر زاییده، بی خبر زیسته و بی خبر می میرند!

زنهاشونم که همیشه باید خودشونو بزنند به بی خبری و مثل اون هموطن شمالی بگن: منم که خوابم!