اندیشه که باشد، کپی پیست هم همچنان خواهد بود!
توی این هوای آلوده، توی شرایطی که یک بار بیرون رفتن با بر و بچ و سفارش دادن پیتزا با دوغ ، پانصد هزار تومان برات آب می خوره خودایی فقط بدون روسری بودنت می تونه یُخدِه احساس زنده بودن رو بهت القاع کنه! بالاخره انسانها، با باورهاشون زنده اند.
کلمنتس اسکندرانی* گفته بود که:«برادران! اگر آرزوهای ما کوچک باشد، مسیح ما هم کوچک خواهد بود. آرزوهای بزرگ، مسیح بزرگ می خواهد.» آره خواهر!
------------------
* از سعید حجاریان بپرسید کیه، من نمی شناسمش.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 3:51 توسط
|
گم کرده ره مرشدان سرزمین من، هزاران سال است باید و نباید ذهن خویش را بیان کرده تا به قول خویش طی طریقی انجام داده و نور کمال را در وجود خویش دریابند، اما نه کمالی یافتند و نه کمالی باقی گذاردند! همواره ترسناکم از آن رو که یک روز چشم گشوده و خود را چون مرشدان بی ره و بی معنا یابم. می نویسم لحظه لحظه همواری و ناهمواری این مسیر بی چراغ را تا شاید به خاطر بسپارم روزی از کدام مسیر و برای چه راهی شده ام!