با هفت هزار سالگان سر به سریم!
قدرت دست و پا زدن غریق برای زنده ماندن، گاهی به حدی می رسد که حتی ناجی خود را نیز به خطر می اندازد. در چنین شرایطی وظیفه ناجی فقط حفظ جان خویش است و لاغیر. فداکاری، ایثار و از جان گذشتگی و این خزعبلات واژگانی اند که برای هیچ مرده ای مفهومی ندارد. یو نو، دِی کنت آندرستند ایت 😜🤨بوخودا
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۱ ساعت 6:58 توسط
|
گم کرده ره مرشدان سرزمین من، هزاران سال است باید و نباید ذهن خویش را بیان کرده تا به قول خویش طی طریقی انجام داده و نور کمال را در وجود خویش دریابند، اما نه کمالی یافتند و نه کمالی باقی گذاردند! همواره ترسناکم از آن رو که یک روز چشم گشوده و خود را چون مرشدان بی ره و بی معنا یابم. می نویسم لحظه لحظه همواری و ناهمواری این مسیر بی چراغ را تا شاید به خاطر بسپارم روزی از کدام مسیر و برای چه راهی شده ام!